حجة الاسلام و المسلمین محمد ناصر انتصاری
غرض نقشی است از ما باز ماند
علم ودانش درفرهنگ اسلامی دارای اهمیت ویژه می باشد.وعالم نیز دارای جایگاه برتر می باشد.بزرگترین عالمان ودانشمندان موفقیت خود را مدیون تلاش وزحمت معلمان می باشند
معلم هدایتگر وحیات بخش عرصه علم ومعرفت است.نه تنها کار معلمی کار انبیاست که قبل ازانبیا خدا به انسان بیان آموخت (خلق الانسان علمه البیان)پس اول معلم خداست ومعلم کار خدایی می کند وما باید قدردان تلاشها وزحمات معلمان عزیز باشیم.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
شهادت حضرت زهرا (س) واقعیتى انكارناپذیر
«إنّ فاطمة (س) صدیقة شهیدة»
اصول كافی، ج 1، ص 381، ح 2.
با آنچه گفته شد جاى تردیدى باقى نمىماند، و شهادت دختر پیامبر (ص) براى هیچ شیعه و سنى منصف و غیرمتعصبى قابل انكار نیست. در عین حال باز هم این قصّه بر باورهاى بسیارى سنگین مىآید و جا دارد كه فریاد برآورند كه: آه چه مىگوئى؟ چه مىنویسى؟ ساكت باش؟ مگر ممكن است راست باشد؟ اگر راست است، پس چرا افلاك مىگردند؟ خورشید مىتابد؟ و.... مگر خدا به پیامبرش نفرمود: «لولاك لما خلقت الأفلاك» و پیامبر اكرم (ص) درباره دخترش نفرمود: «فاطمة بضعة منّى؛ فاطمه پارهتن من است»؟
شاید بخارى به دروغ، طلیعه این غزل را سروده است «غلبه الوجع»، «عندنا كتاب اللَّه حسبنا»، «الرزیّة كلّ الزریّة»؟ مگر صحیح بخارى معتبرترین كتاب اهل سنت نیست؟ چرا این جملات را آن قدر تكرار كرده؟ چرا وى مراسم غریبانه به خاك سپارى فاطمه را در نیمه شب دور از انظار خلیفة و... ذكر كرده؟ ومى گوید:
چون فاطمه وفات كرد شوهرش علی (ع) وى را شبانه به خاك سپرد وابوبكر را خبر نكرد وخود بر او نماز گزارد.
فلمّا توفّیت دفنها زوجها علیّ لیلاً و لم یؤذن بها ابابكر و صلّى علیها...
صحیح بخارى، ج 3، ص 253، كتاب المغازى، باب 155 غزوة خیبر، حدیث 704.
چرا كراهت على (ع) در ملاقات با عمر را ذكر كرده؟
... أن ائتناو لا یأتنا احد معك كراهیّة لمحضر عمر.
همان مدرك اگر بخارى مىبود شاید مىگفت: من تنها نبودم، مسلم هم همین جریان را نقل كرده وگفته است: كه ابن عباس بر این رزیّة چنان گریست كه از اشكاهایش ریگها تر شدند:
« قال ابن عباس: یوم الخمیس وما یوم الخمیس، ثمّ بكى حتّى بلّ دمعه الحصى، فقلت یا بن عباس وما یوم الخمیس؟ قال: اشتدّ برسولاللَّه (صلى الله علیه و سلم) وجعه فقال ائتونی اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعدی فتنازعوا وما ینبغی عند نبىّ تنازع، وقالوا ما شأنه أهجر استفهموه، قال: دعونی... »
ابن عباس گفت: روز پنجشنبه، چه روز پنجشنبهاى سپس گریست تا آب دیدگانش ریگها را تر كرد. پس گفتم: روز پنجشنبه چیست؟ گفت: بیمارى رسول خدا (ص) شدید گشت، پس فرمود: بیاورید تا براى شما نوشتارى بنویسم كه بعد از من گمراه نشوید. پس نزاع كردند، ونزاع در نزد پیامبر سزاوار نیست، و گفتند او را چه شده است، هزیان مىگوید، از او جویاشویم، فرمود، رها كنید مرا...
صحیح مسلم، ج 3، ص 455، كتاب الوصیّه باب 5 الوقف ح 22.
ابن ابى شیبه استادم قبل از من فاجعه را روشنتر بیان كرده كه تهدید بآتش كشیدن خانه را ذكر كرده. مطلب روشنتر از آن است كه بتوان آن را مخفى كرد، چه اینكه این مطلب در منابع معتبر ما اهلسنت فراوان آمده.
شاید كسى تصّور كند: آنچه به سند صحیح ومعتبر ثابت وغیر قابل انكار است، تهدید به آتش كشیدن خانه فاطمه (س) است، امّا اصل آتش زدن ثابت نیست. بلى، كلام ابن ابى شیبه به تنهایى آتش زدن بیت وحى را ثابت نمىكند، امّا بخارى با نقل بیعت نكردن على (ع) با ابوبكر از به آتش كشیدن بیت نبوّت خبر مىدهد. زیرا در نقل ابن ابى شیبه خواندیم كه عمر قسم یاد كرد اگر بیعت نكنند دستور مىدهم تا خانه را با اهلش آتش زنند. آنچنان سوگند عمر جدّى بود كه فاطمه (س) سوگند مىخورد كه عمر به قسمش وفا خواهد كرد. وبخارى آورده است:
«فاطمه (س) بر ابوبكر غضب نمود پس با وى قهر كرد پس با او سخنى نگفت تا وفات نمود وبعد از پیغمبر (ص) شش ماه زندگى كرد... (و على (ع)) در این ماههابیعت نكرد.
«فوجدت فاطمة على ابى بكر فی ذلك فهجرته فلم تكلمه حتّى توفیّت وعاشت بعد النّبیّ (صلى الله علیه و سلم) ستّة اشهر... ولم یكن یبایع تلك الاشهر. »
صحیح بخارى، ج 3، ص 253، كتاب المغازى، باب 155 غزوة خیبر، حدیث 704.
پس بنا بر این چنانكه بلاذرى در انساب الاشراف مىگوید:
« فلم یبایع فجاء عمر ومعه فتیلة ».
عمر به مقتضاى قسمش عمل كرد وبیت اهل البیت را به آتش كشید.
وآنچه برخى نقل كردهاند كه على (ع) پس از تهدید ناگزیر از بیعت شد ونوبت به احراق نرسید، مخالف نقل بخارى است، كه در نزد اهل سنت از اعتبار بیشترى برخوردار است، ونیز شواهد حدیثى وتاریخى، آن رامردود مىداند. بلى قافیه این مرثیه و نوحه با سرودن طلیعه آن به زبان هر سرایندهاى جارى مىشود، چون با قسم به آتش زدن خانه، وسپس براى وفاء به قسم با مشعل به در خانه آمدن، و سقط جنین و... از دنیا رفتن پس از مدت كوتاهى، قتل و شهادت و مستند به این مقدمات خواهد بود.
هر چند بعضى از ناقلین این مرثیه و مصیبت به نتیجه آن تصریح نكرده باشند. امّا همانطور كه گذشت این مرثیه به وسیله پدر فاطمه (س) پیامبر اكرم (ص) و فرزندانش ائمه اطهار: تا پایان سرائیده شد. تا اینجا به گوشهاى از شواهد تاریخى حدیثى بر شهادت فاطمه زهرا (س) از منابع معتبر اهل سنت اشاره شد. مطلب آنقدر واضح و روشن است كه نیازى به تكثیر منابع نیست.
امّا از طرف دیگر فاجعه آن قدر بزرگ و سنگین است كه هر چند نتوان در ادلّه و مستندهاى تاریخى و حدیثى آن خدشه نمود، امّا باز هم عواطف و احساسات به سختى مىتواند آن را باور كند.
مگر على (ع) نبود؟ چگونه جرأت كردند؟
على (ع) مىدید؟ مىدید فاطمه (س) را مىزدند؟ مىدید آتش شعله مىكشد؟ مىدید مصیبتهایى كه روزگاران را همچون شب تار و سیاه كرده است بر فاطمه (س) مىبارد؟ ! چگونه جرأت كردند؟
مگر ندیده بودند على (ع) در خیبر را چگونه از جا كند؟ مگر ندیده بودند على (ع) مرحب را چگونه دو نیم كرد؟ مگر ندیده بودند على (ع) عمرو بن عبدود را...؟ مگر ندیده بودند؟؟؟
مگر نداى جبرئیل را نشنیده بودند «لا سیف الاّ ذوالفقار و لا فتى الاّ على» چگونه جرأت كردند؟ بلى على (ع) را دیده بودند.
اى كاش على (ع) را فقط در این صحنهها دیده بودند تا جرأت نمىكردند. حلم على را هم كه از كوهها سختتر بود دیده بودند.
یافته بودند كه على (ع) نفس پیغمبر (ص) است، و پیغمبر را نیز سالها آزموده بودند، اكنون شروع ماجرا نبود. قبل از آن بر پیامبر (ص) جرأت مىكردند. و او را مىآزردند ! آن هم نه آزارى همچون آزار مشركان مكّه، كه بر آن حضرت سنگ و خاك و خاكستر و زباله مىریختند ! از آن زشتتر ! و نه آزارى همچون آزار مشركان و یهود و نصارى در جنگها با تیر و نیزه و شمشیر، بلكه از آن سختتر ! آزار در مورد همسران پیامبر (ص): آه چه دشوار است بر غیرت اللَّه. باید سر بر دیوار نهاد و تا ابد بر مظلومیت محمد (ص) خون گریست « كه او فرمود: «ما اوذى نبىّ بمثل ما اوذیت» بجاى اینكه با پیروزىها اذیّت و آزارها كم شود افزون مىگردید ! و با رحلتش به اوج رسید.
یافته بودند كه سماحت و عظمت پیامبر (ص) بر شجاعت و قدرتش فزونى دارد. دیده بودند در مقابل اذیّتهاى مشركین قریش نفرین نمىكرد و مىفرمود «انّ قومى لا یعلمون» و در مقابل آنانكه بر آن حضرت شمشیر كشیده بودند فرمود: «اذهبوا انتم الطّلقاء» لذا بر آن حضرت جرأت مىكردند.
او حیا مىكرد كه خود در مقابل آزارهایى كه بر وى وارد مىشد اعتراض كند، او دین خدا را پاس مىداشت، و خدا به دفاع از او مىپرداخت.
از آیات سوره احزاب استفاده مىشود كه: جمعى سرزده و بدون اذن وارد خانه پیامبر (ص) مىشدند. چون آنها را دعوت به میهمانى مىكردند، پس از پذیرایى دور هم مىنشستند و با هم به گفتگوهاى بیهوده و حتى آزاردهندهاى مىپرداختند. و گاه چون از زنان پیامبر چیزى مىخواستند ناگهان پرده را بالا زده و سؤال خود را مطرح مىكردند. پیامبر از این وضع آزرده مىگشت.
امّا حیا مانع بود تا آنها را از این رفتارهاى ناهنجار و ناشایسته منع كند. خداوند آیاتى را فرو فرستاد و آنها را از این رفتار ناشایست خصوصاً در مورد همسران پیامبر بر حذر داشت.
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى طَعامٍ غَیْرَ ناظِرینَ إِناهُ وَ لكِنْ إِذا دُعیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسینَ لِحَدیثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیی مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا یَسْتَحْیی مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِن.
اى كسانى كه ایمان آوردهاید ! به خانههاى پیامبر داخل نشوید مگر بشما براى صرف غذا اجازه داده شود، بدون اینكه چشم به ظرف غذاى وى بدوزید، امّا هنگامى كه دعوت شدید داخل شوید، ووقتى غذا خوردید پراكنده شوید، و (بعد از صرف غذا) به بحث وگفتگو ننشینید، این عمل، پیامبر را مىآزارد، ولى از شما شرم مىكند (وچیزى نمىگوید)، امّا خدا از (بیان) حق شرم ندارد. وهنگامى كه چیزى از آنان (همسران پیامبر) مىخواهید از پشت پرده بخواهید، این كار براى پاكى دلهاى شما وآنها بهتر است
سورة الاحزاب، آیة 53.
و سپس فرمود:
شما حق ندارید پیامبر (ص) را بیازارید و پس از او با همسرانش ازدواج كنید این رفتار شما نزد خداوند بزرگ است
وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیما
سورة الاحزاب، آیه 53.
و پس از چند آیه مىفرماید:
آنانكه خدا و پیامبرش را مىآزارند، خداوند برآنها در دنیا و آخرت لعن مىفرستد و براى آنان عذابى خار كننده آماده فرموده است.
إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنهَُمُ اللَّهُ فىِ الدُّنْیَا وَ الاَْخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَابًا مُّهِینًا
سورة الاحزاب، آیه 57.
شاید بتوان یكى از اهم مصادیق آزار پیامبر (ص) را داستانى كه بخارى آورده است به شمار آورد. حاصل داستان این است كه زنان پیامبر اكرم (ص) در تاریكى شب با پوشش كامل به مكانى كه خلوت و مناسب بود براى قضاء حاجت مىرفتند. چون امالمؤمنین سوده قد بلندى داشت یا تنومند بود عمر وى را شناخت و فریاد برآورد كهاى سوده تو نمىتوانى خود را از ما پنهان كنى، بدان كه ما تو را شناختیم. سوده بر مىگردد، و به پیامبر شكوه مىبرد و آن حضرت مىفرماید شما رخصت داده شدهاید كه براى حوائجتان خارج شوید. این داستان را بخارى در سه جا از كتاب صحیحش آورده است.
1 - در كتاب التفسیر سورة الاحزاب در ذیل آیات فوق:
« عن عَائِشَةَ رضی الله عنها قالت خَرَجَتْ سَوْدَةُ بعد ما ضُرِبَ الْحِجَابُ لِحَاجَتِهَا وَكَانَتْ امْرَأَةً جَسِیمَةً لَا تَخْفَى على من یَعْرِفُهَا فَرَآهَا عُمَرُ بن الْخَطَّابِ فقال یا سَوْدَةُ أَمَا والله ما تَخْفَیْنَ عَلَیْنَا فَانْظُرِی كَیْفَ تَخْرُجِینَ قالت فَانْكَفَأَتْ رَاجِعَةً وَرَسُولُ اللَّهِ e فی بَیْتِی وَإِنَّهُ لَیَتَعَشَّى وفی یَدِهِ عَرْقٌ فَدَخَلَتْ فقالت یا رَسُولَ اللَّهِ إنی خَرَجْتُ لِبَعْضِ حَاجَتِی فقال لی عُمَرُ كَذَا وَكَذَا... فقال إنه قد أُذِنَ لَكُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَاجَتِكُنَّ »
ایشه گفت: پس از آنكه آیه حجاب نازل گردید، سوده براى قضاى حاجتش بیرون رفت، او زنى تنومند بود، از اینرو نمىتوانست خود را از كسانیكه او را مىشناختند پنهان كند عمر بن خطاب او را دید، وگفت: اى سوده ! به خدا نمىتوانى خود را از ما مخفى نگاه دارى، پس فكر كن چگونه خارج شوى گفت: پس بادگرگونى باز گشت وبر پیامبر وارد شد وگفت: یا رسول اللَّه ! من براى برخى از نیازهاى خود بیرون رفتم: عمر به من چنین وچنان گفت... پس (پیامبر اكرم (ص) فرمود: شما اجازه داده شدهاید تا براى نیازهایتان خارج شوید.
صحیح بخارى، ج 3، ص451 باب 45، حدیث 1220.
2 - در كتاب النكاح باب خروج النساء لحوائجهن:
« عن عَائِشَةَ قالت خَرَجَتْ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ لَیْلًا فَرَآهَا عُمَرُ فَعَرَفَهَا فقال إِنَّكِ والله یا سَوْدَةُ ما تَخْفَیْنَ عَلَیْنَا فَرَجَعَتْ إلى النبی e فَذَكَرَتْ ذلك له وهو فی حُجْرَتِی یَتَعَشَّى وَإِنَّ فی یَدِهِ لَعَرْقًا فَأَنْزَلَ علیه فَرُفِعَ عنه وهو یقول قد أَذِنَ الله لَكُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَوَائِجِكُنَّ »
(عایشة گفت: شبى سوده بنت زمعه بیرون رفت، عمر او را دید وشناخت، وگفت: به خدا اى سوده نمىتوانى خود را از ما مخفى نگاه دارى گفت: بسوى پیامبر (ص) باز گشت، پس ماجرا را براى آن حضرت نقل كرد، واو (ص) مىفرمود: خدا به شما اجازه داده است تا براى نیازهایتان خارج شوید.)
همان، ج 4، ص 75، ب 116، ح 166.
3 - كتاب الوضوء باب خروج النساء الى البراز.
« عن عَائِشَةَ أَنَّ أَزْوَاجَ النبی e كُنَّ یَخْرُجْنَ بِاللَّیْلِ إذا تَبَرَّزْنَ إلى الْمَنَاصِعِ وهو صَعِیدٌ أَفْیَحُ فَكَانَ عُمَرُ یقول لِلنَّبِیِّ (ص) احْجُبْ نِسَاءَكَ فلم یَكُنْ رسول اللَّهِ (ص) یَفْعَلُ فَخَرَجَتْ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ زَوْجُ النبی (ص) لَیْلَةً من اللَّیَالِی عِشَاءً وَكَانَتْ امْرَأَةً طَوِیلَةً فَنَادَاهَا عُمَرُ ألا قد عَرَفْنَاكِ یا سَوْدَةُ حِرْصًا على أَنْ یَنْزِلَ الْحِجَابُ »
عایشه گفت: همسران پیغمبر (ص) در شب براى قضاى حاجت به زمین وسیعى مىرفتند، عمر به پیامبر مىگفت: زنانت را از نامحرمان بپوشان امّا پیامبر (به نصیحت عمر) عمل نمىكرد، تا شبى سوده بنت زمعه كه قامتى بلند داشت پس از پاسى از شب بیرون شد، پس عمر فریاد بر آورد: اى سوده بدان كه تو را شناختیم، چون وى بر نزول آیه حجاب حریص بود.
همان، ج 1، ص 136، ب109، ح 143.
معمولاً مفسرین شأن نزول آیات فوق را دو قضیّه ذكر كردهاند.
1 - داستان فوق
2 - اینكه یكى از اصحاب پیامبر (ص) گفت: چون پیامبر از دنیا رود من با فلان همسرش ازدواج خواهم كرد، این سخن به آن حضرت رسیده بسیار آزرده شد، پس آیات فوق نازل گردید.
گروهى از مفسران این شأن نزول را ذكر كردهاند از آن جمله است طبرى در جامع البیان، و آلوسى در روح المعانى، و ابن كثیر در تفسیر القرآن العظیم، ابن كثیر صحابى مورد شأن نزول آیه را طلحه و همسرى را كه در نظر داشته عایشه دانسته است.
با وجود اینكه داستان عمر و سوده بعد از نزول آیه حجاب واقع گردیده به طوریكه در متن حدیث آمده است «بعد ما ضرب الحجاب». در عین حال سوء ادب و شرمنده نمودن و اذیت و آزار امالمؤمنین سوده حرم پیامبر را - كه موجب آزردگى رسول خدا شده و یكى از اسباب نزول آیه شریفه (و ما كان لكم ان تؤذوا رسولاللَّه) حق اذیت و آزار پیامبر (ص) را ندارید - را جزء فضائل عمر و یا به تعبیر دیگر از موافقات عمر به شمار آوردهاند.
مثلاً آلوسى پس از قبول اینكه كار عمر خلاف ادب و شرمنده نمودن سوده حرم رسولاللَّه (ص) و آزردن او است، مىگوید:
عمر در این كار عیبى نمىدیده، چون گمان مىكرده كه بر این كار خیر عظیمى مترتب مىگردد.
«وذلك أ حد موافقات عمر (ره) وهی مشهورة، وعدّ الشّیعة ما وقع منه من المثالب، قالوا: لما فیه من سوء الأدب وتخجیل سوده حرم رسول اللَّه (صلى الله علیه و سلم) وایذائها بذلك. واجاب أهل السّنة، بعد تسلیم صحة الخبر أنّه (ره) رأى أن لابأس بذلك، لما غلب على ظنّه من ترتب الخیر العظیم... »
تفسیر روح المعانى، ج 22، ص 72.
و نیز بخارى - یا برخى از راویان حدیث - در كتاب وضوء این داستان را چنین توجیه كردهاند، كه این اهانت و سوء ادب «حرصاً على أن ینزل الحجاب» بوده.
صحیح بخارى، ج 1، كتاب الوضوء، باب 109 خروج النّساء الى البراز.
و حال آنكه خود در تفسیر سوره احزاب گفته است: این داستان پس از نزول آیه حجاب بوده است. همان.
این امر موجب گردیده تا برخى از شارحان بخارى ناگزیر شوند براى جمع بین این احادیث بگویند شاید این داستان مكرّر تحقق یافته است.
«قال الكرمانى: فان قلت: وقع هنا أنّه كان بعد ضرب الحجاب، وتقدم فی الوضوء أ نّه كان قبل الحجاب، فالجواب: لعله وقع مرتین. »
فتح البارى، عسقلانى، ج 8، ص 391.
به هر حال، آنگاه كه حكومت در دست پیامبراكرم (ص) بود، و آنان محكوم بودند، بر آن حضرت جرئت مىكردند. گاه با آرزوى رحلت پیامبر، خیال ازدواج با همسرش را در سر مىپروراندند، گاه با عبارات توهین آمیزى همسران پیامبر (ص) را مخاطب قرار مىدادند.
آه، این چه جرئتى وقیحانه است؟ تصور رحلت رهبران دینى براى ارادتمندانشان بسیار دشوار است. آه چه مظلومیتى؟ آه چه غربتى؟
یا رسولاللَّه «اصبنا بك یا حبیب قلوبنا فما اعظم المصیبة حیث انقطع عنا الوحى و حیث فقدناك». هنوز 60 بهار از عمر شریف و مباركت نگذشته بود كه تو را درباره همسرانت آزردند ! هواى ازدواج با همسرانت را پس از رحلتت در سر پروراندند ! با جملههاى اهانت آمیز با ناموست سخن راندند ! تا خدا فرمود (وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً)
آه چه جرئتى؟ آیا این قوم پس از آنكه خود به حكومت رسیدند، و فاطمه (س) و اهلبیت پیامبر (ص) در ظاهر محكوم و مقهور گردیدند، براى پىگیرى اهدافشان جرأت نخواهند داشت؟ چون دختر پیامبر است؟ چون همسر على است؟ چون مصیبت زده است؟ آن هم به بزرگترین مصائب؟ نه، این امور بر جرئت آنان مىافزود.
امّا هنوز جاى سؤال است كه چرا از شجاعت پیامبر (ص) و على علیه السلام نمىهراسیدند و جرأت مىكردند؟ یا به تعبیر دیگر، چرا پیامبر و على صلوات اللَّه علیهما از شجاعت و غیرت خود بهره نمىگرفتند، تا مخالفان چنان جرأت كنند و بر آنها چیره شوند؟
اولاً: خاندان پیامبر (ص) همانند دیگران نیستند.
آنچه آنان را به عكس العمل وا مىدارد فقط امر الهى و رضاى اوست. آنان بر اساس تعصب، غضب، منافع شخصى، دفاع از خود و متعلقات خود حركت نمىكنند. بلكه تنها مدافع دین و تابع وظیفه و امر الهىاند.
حضرت على (ع) تنها بر اساس امر و فرمان عمل مىكرد، او امر به صبر شده بود، پس امتثالاً لامر اللَّه سبحانه صبر كرد.
ثانیاً: روشن است كه اگر به همسر یا مادر و خواهر كسى - هر چند ضعیف و غیرشجاع - هجوم برند، او در خانه نخواهد نشست و به دفاع برمىخیزد. امّا اگر بداند كه مهاجمین مىخواهند با تحریك احساسات، وى را به عكسالعمل وادارند تا به اهداف شوم خود برسند. اگر شخصى با تدبیر و عاقل و مسلط بر نفس خود باشد هیچگاه دشمن را با عكس العمل به اهدافش نمىرساند.
على (ع) مىدانست آشوب و جنجال هدف مهاجمین است، تا در پرتو آن امر را مشتبه نموده و فرصت را براى معرّفى حق از على و فاطمه علیهما السلام بگیرد. على با صبر و بردبارى نقشه شوم مهاجمین را خنثى كرد. و با فدا نمودن خود و همسرش، مسؤولیت بزرگ خود را براى حفظ دین ایفا و حجت را تا روز قیامت بر خلق تمام كرد.
و به این ترتیب پرسشهاى فراوانى را پیشروى تاریخ قرارداد، كه از آن جمله است: چرا خورشید عُمْر فاطمه (س) به آن زودى غروب كرد؟ آیا به مرگ طبیعى بود؟
تهدید به آتش كشیدن خانه در آن تأثیر نداشت؟
آتشزدن در خانه چطور؟
در به پهلوزدن چطور؟
سقط جنین و بیمارى پس از آن باعث شهادت نبود؟
اگر اینها نبود؟ یا اینها موجب شهادت نبود؟
پس چرا: همانطور كه بخارى ومسلم مىگویند: فاطمه (س) تا آخر عمر از ابوبكر قهر بود؟
« فغضبت فاطمة بنت رسول اللَّه (ص) فهجرت ابابكر فلم تزل مهاجرته حتى توفّیت ».
صحیح بخارى، ج 2، ص 504، كتاب الخمس، باب 837، ح1265.
« فوجدت فاطمة على ابى بكر فى ذلك فهجرته فلم تكلّمه حتّى توفّیت. »
همان، ج 3، ص 252، كتاب المغازى، ب 155 غزوه خیبر، حدیث 704. و صحیح مسلم، ج 4، ص 30، كتاب الجهاد و السیر، باب 15، ح 52.
چرا در بخارى آمده است: فاطمه (س) پنهان بخاك سپرده شد؟
«فلمّا توفّیت دفنها زوجها علىٌّ لیلاً ولم یؤذن بها أبابكر وصلّى علیها. »
همان.
چرا چنانكه بخارى نقل كرده: نیمه شب دفن گردید؟
همان.
چرا قبر تنها یادگار پیامبر (ص) هنوز مخفى است؟ چرا پس از گذشت سالها از این ماجرا، مسلم آورده است كه: على (ع) ابوبكر و عمر را كاذب، آثم، غادر و خائن مىدانست؟
قال عمر لعلى وعباس: « فرأیتماه (ابابكر) كاذباً آثماً غادراً خائناً... فرأیتمانی كاذباً آثماً غادراً خائناً... »
صحیح مسلم، ج 4، ص 28، كتاب الجهاد و السیر، باب 15 حكم الفئ، حدیث 49.
شاید اگر پس از آنچه بر فاطمه (س) گذشت على (ع) بپامىخاست و با ضاربین و قاتلین فاطمه (س) درگیر مىشد. امروز تحریف گران تاریخ مىگفتند على براى گرفتن حكومت به نبرد پرداخت و در زد و خوردها و درگیریها فاطمه كشته شد و على (ع) قاتل فاطمه است. دیگر پاسخ سؤالات فوق چنین روشن نبود.
این قبیل امور از تحریف گران تاریخ بعید نیست، چه اینكه انكار شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) كمتر از این نمىباشد. تحریف گران تاریخ، توجیه كنندگان حقایق، در مورد شهید جنگ صفین، عمّار یاسر، كه پیامبراكرم (ص) فرموده بود: « یقتله الفئة الباغیة»:
« فراه النّبیّ (صلى الله علیه و سلم) فینفض التّراب عنه ویقول: تقتله الفئة الباغیة ویح عمّار یدعوهم الى الجنّة ویدعونه الى النّار»
صحیح بخارى، ج1، ص254، كتاب الصّلاة، باب 304، التعاون فى بناء المسجد.
تو را گروهى سركش به شهادت مىرسانند.
چون صدور این حدیث از پیامبراكرم (ص) مورد اتفاق بود، و قابل انكار نبود، و یكى از ادلّه روشن بغى و بطلان قاتلین عمّار و رهبرشان بود، آنانكه براى دفاع از معاویه از هیچ مكابرهاى روى گردان نبودند، روز را تاریك و شب را روشن معرفى مىكردند، مگر نگفتند على قاتل عمّار است؟ چون وى را به جنگ آورده است؟ ! غافل از اینكه پیامبر اكرم (ص) در ادامه سخنش فرموده بود:
«یدعوهم الى الجنّة و یدعونه الى النار »
همان
عمّار آنان را به سوى بهشت مىخواند و آنان عمّار را به سوى آتش دعوت مىكنند.
و به این وسیله پیامبر اكرم (ص) مخالفان على (ع) و رهبرشان را مصداق آیه شریفه:
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ لا یُنْصَرُونَ
سورة القصص، آیة 41.
قرارداد.
شهادت حضرت زهرا (س) واقعیتى انكارناپذیر
اینك متن حدیث (ابن عباس گفت:چون بیمارى رسول خدا (ص) شدید گردید، فرمود: چیزى بیاورید تا بر آن براى شما نوشتهاى بنویسم كه بعد از آن گمراه نشوید. عمر گفت: بر پیامبر (ص) بیمارى چیره گردیده، كتاب خدا در دست ماست ما را بس است، پس اختلاف كردند وجنجال بالا گرفت. پیامبر (ص) فرمود: از نزد من بر خیزید درگیرى در حضور من سزاوار نیست.
پس ابن عباس بیرون رفت ومى گفت: مصیبت، تمام مصیبت آنگاه رخ داد كه بین پیامبر (ص) ونوشتارش حائل گردیدند.
«عن ابن عباس قال: لمّا اشتدّ بالنّبیّ (صلى الله علیه و سلم) وجعه، قال: ائتونى بكتاب اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعده، قال عمر: انّ النّبیّ (صلى الله علیه و سلم) غلبه الوجع وعندنا كتاب اللَّه حسبنا، فاختلفوا وكثر الغلط، قال: قوموا عنّی ولاینبغی عندی التنازع، فخرج ابن عباس یقول: انّ الرزیّة كلّ الرزیّة ماحال بین رسول اللَّه (صلى الله علیه و سلم) وبین كتابه.»
صحیح بخارى، ج 1، ص 120، كتاب العلم، باب 82 كتابة العلم، حدیث 112. و ج 3، ص 318، كتاب المغازى، باب 199 مرض النّبیّ (ص) و وفاته، حدیث 872. و ج 4، ص 225، كتاب المرض و الطب، باب 357 قول المریض قوموا عنّى، حدیث 574. و ص774، كتاب الاعتصام، باب 1191 كراهیة الخلاف، حدیث 2169.
شاید آنانكه كلام ابن عباس را مىشنیدند كه مىگوید: «الرّزیّة كلّ الرّزیّة» واى مصیبت جامع، حیران و آشفته خاطر بودند كه یعنى چه؟ ! ابن عباس چه مىگوید؟ ! امّا پس از چند روز انگشت شمار نسبت دهنده هذیان و یاوهگویى به پیامبر (ص) كلام دیگرى گفت: به خدا قسم خانه را با شما آتش مىزنم. این ماجرا در منابع فراوانى از اهل سنت آمده كه فقط به چند نمونه آن اشاره مىشود.
الف: ابو بكر عبداللَّه بن محمد بن ابى شیبه، شیخ و استاد بخارى، در كتاب المصف، مىگوید:
«آنگاه كه بعد از رسولخدا (ص) براى ابوبكر بیعت مىگرفتند. على (ع) وزبیر براى مشورت در این امر نزد فاطمه (س) دختر پیامبر (ص) رفت وشد مىكردند. عمر بن خطاب با خبر گردید وبنزد فاطمه (س) آمد وگفت: اى دختر رسول خدا (ص) ! به خدا در نزد ما كسى از پدرت محبوبتر نیست وپس از او محبوبترین تویى ! ! وبه خدا قسم این امر مرا مانع نمىشود كه اگر آنان نزد تو جمع شوند، دستور دهم كه خانه را با آنها به آتش كشند. اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه (س) بیرون شد، على (ع) و... به خانه بر گشتند. پس فاطمه (س) گفت: مىدانید كه عمر نزد من آمد، وبه خدا قسم یاد كرده اگر شما (بدون اینكه با ابوبكر بیعت كنید) به خانه برگردید خانه را با شما آتش مىزند؟ وبه خدا قسم كه او به سوگندش عمل خواهد كرد »
«حین بویع لأبى بكر بعد رسول اللَّه (ص) كان علیّ والزبیر یدخلان على فاطمة بنت رسول اللَّه (ص) فیشاورونها ویرجعون فی أمرهم، فلمّا بلغ ذلك عمر بن خطاب، خرج حتّى دخل على فاطمة فقال: یا بنت رسول اللَّه (ص) واللَّه ما أحد أحب إلینا من أبیك وما أحد أحب إلینا بعد أبیك منك، وأیم اللَّه ما ذلك بمانعی أن اجتمع هؤلاء النفر عندك أن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت. قال: فلمّا خرج عمر جاؤوها فقالت: تعلمون انّ عمر قد جائنی وقد حلف باللَّه لإن عدتم لیحرقنّ علیكم البیت، وأیم اللَّه لیمضینّ لما حلف علیه. »
كتاب المصنف، ج 7، ص 432، حدیث 37045، كتاب الفتن.
ب: همین مضمون را سیوطى در مسند فاطمه، آورده است. سیوطى، مسند فاطمه، ص 36. ج:
ابن عبدالبر، در الاستیعاب، نیز این داستان را نقل كرده است.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج 3، ص 975. و...:
و سپس با مشعلى بر در خانه فاطمه آمد و در جواب فاطمه كه فرمود: آیا من نظارهگر باشم و تو خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: بلى. چنانكه بلاذرى مىگوید: « ابوبكر به على (ع) پیام فرستاد تا با وى بیعت كند امّا على نپذیرفت. پس عمر با مشعلى آمد، فاطمه (س) نا گاه عمر را با مشعل در خانهاش یافت، پس فرمود: یابن الخطّاب ! آیا من نظاره گر باشم وحال آنكه تو در خانهام را بر من به آتش مىكشى؟ ! عمر گفت: بلى. »
«انّ ابابكر ارسل الى علىٍّ یرید البیعة، فلم یبایع فجاء عمر ومعه فتیلة فتلقته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: یابن خطاب ! أتراك محرقاً علىَّ بأبی؟ ! قال: نعم. »
بلاذرى، انساب الاشراف، ج 1، ص 586.
وابوالفداء نیز مىگوید:
« سپس ابوبكر عمر بن خطاب را به سوى على وآنانكه با او بودند فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه (س) بیرون كند. وگفت: اگر از دستور تو سر باز زدند با آنان بجنگ.
پس عمر مقدارى آتش آورد تا خانه را آتش زند.
پس فاطمه (س) بر سر راهش آمد وفرمود: كجا؟ اى پسر خطاب ! آمدهاى تا كاشانه ما را به آتش كشى؟ ! گفت: بلى. یا در آنچه امت وارد شدهاند وارد شوند. »
« ثمّ انّ ابابكر بعث عمر بن خطاب الى علیٍ ومن معه لیخرجهم من بیت فاطمة (رضیاللَّه عنها) وقال: ان ابى علیك فقاتلهم، فاقبل عمر بشىء من نار على ان یضرم الدار، فلقیته فاطمة (رضیاللَّه عنها) وقالت: الى این یابن الخطّاب؟ ! أجئت لتحرق دارنا؟ ! قال: نعم، او یدخلوا فیمادخل فیه الامّة. »
ابوالفداء، تاریخ ابى الفداء ج 1 ص 156. دار المعرفة، بیروت.
این سخن و این رفتار تفسیرى بر كلام ابن عباس «الرزیّة كلّ الزریّة» گردید. نه، سخن ابن عباس تفسیرى به گستردگى تاریخ، بلكه به وسعت... دارد، كه در این رزیّه و ماتم، تاریخ قصیدهاى سروده است، كه این گفته و كرده عمر جزء اوّلین مصرعهاى آن قصیده بود. شاید ابن عباس هم از آن غزلى كه عمر سرائید «غلبه الوجع» در ابتدا «الرزیّة كلّ الزریّة» را درك نمىكرد. و تنها پیامبر اكرم (ص) در بستر بیمارى این غزل غم را تا به پایان خواندند، كه درد و تلخى آن، سختى بیمارى را تحت الشعاع قرار داد. از اینرو عالم بزرگ سنى شافعی جوینی - استاد جمعى از علماى اهل سنت، كه یكى از شاگردانش - ذهبى - كه به شاگردیش افتخار مىكند و مىگوید:
سمعت من الإمام المحدّث الأوحد الأكمل فخرالإسلام صدرالدّین... و كان دیّناً صالحاً.
تذكرة الحفاظ، ج 4، ص 1505، رقم 24.
از پیامبر اكرم (ص) نقل مىكند كه فرمود:
«چون به دخترم فاطمه مىنگرم بیاد مىآورم آنچه را كه بعد از من بر سر او خواهد آمد و حال آنكه در خانهاش ذلّت وارد گردیده، از وى هتك حرمت شده، حقش غضب، و ارثش منع شده، پهلویش شكسته و جنینش سقط گردیده و او فریاد برمىآورد « یا محمداه ».... پس او اولین كسى از اهلبیتم مىباشد كه به من ملحق مىگردد، پس بر من وارد مىشود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول... ».
«..وانّی لمّا رأیتها ذكرت ما یصنع بعدی، كانّی بها وقد دخل الذّل بیتها وانتهكت حرمتها وغصبت حقّها ومنعت ارثها وكسرت جنبها واسقطت جنینها وهی تنادى: یإ؛ محمداه...فتكون اوّل من یلحقنی من أهل بیتی فتقدم علیَّ محزونة مكروبة مغمومة مغصوبة مقتولة. »
فرائد السمطین، ج 2، ص34، 35 طبع بیروت.
هنگامى با مشعل آتش براى تسلیت دختر پیامبر اكرم (ص) آمدند كه وى «به محسن» باردار بود و تهاجم به خانه و... موجب قتل محسن طفلى كه هنوز پابه دنیا ننهاده بود گردید. چنانكه ابن ابى دارم - آنكه ذهبى وى را «الامام الحافظ الفاضل... كان موصوفاً بالحفظ و المعرفة» خوانده - جمله «إنّ عمر رفس فاطمة حتّى اسقطت بمحسن ؛ عمر لگدى بر حضرت زهرا (س) زد تا محسن سقط گردید ». را مورد تقریر و تأیید قرار داده، تا مورد نكوهش گروهى قرار گرفت.
«كان ابن ابى دارم مستقیم الامر عامة دهره ثم فى آخر ایامه كان اكثر ما یقرء علیه المثالب حضرته و رجل یقرء علیه ان عمر رفس فاطمة حتى اسقطت بمحسن. »
سیر اعلام النبلاء، ج 15، ص 578.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) واقعیتى است كه منابع حدیثى و تاریخ شیعه و سنّى بر آن گواه است. برخى به علت عدم آشنائى با حدیث و تاریخ، در این واقعیت تردید نمودهاند. از اینرو گوشهاى از شواهد این مصیبت بزرگ را تنها از منابع معتبر اهلسنّت تقدیم پویندگان حق و حقیقت مىنمائیم.
* * *
قال رسول اللَّه (ص): «... فتكون اوّل من یلحقنى من اهل بیتى فتقدم علىّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة ».
(فاطمه) اولین كسى از اهلبیتم مىباشد كه به من ملحق مىگردد، پس بر من وارد مىشود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول...
فرائد السمطین ج 2، ص 34
* * *
قال موسى بن جعفر (ع): انَّ فاطمة (س) صدّیقة شهیده.
اصول كافى ج 1، ص 381
* * *
قال ابن عباس: إنّ الرّزیّة كُلَّ الرّزیة، ما حال بین رسولاللَّه (ص) و بین كتابه.
مصیبت تمام مصیبت آنگاه رخ داد كه بین پیامبر (ص) و نوشتارش حائل گردیدند.
صحیح بخارى ج 1، 120
* * *
شهادت حضرت زهرا (س) واقعیتى انكارناپذیر
تاریخ و حدیث اهل سنت و شیعه گواه شهادت جانكاهى است كه قافیه بزرگترین مرثیه تاریخ بشریت را مىسازد. كوشش پىگیر هواداران بانیان این مصیبت نتوانسته است آن را از آخر این مرثیه جانگداز پاك كند. و هیهات، هیهات. از نوك قلم پوزش مىطلبم و او را به بردبارى و شكیبایى فرا مىخوانم تا شاید بتوانم فریاد تاریخ را بر این فاجعه جانگداز به رشته تحریر درآوردم.
شهادت تنها یادگار پیامبر، «ام ابیها» صحیح بخارى، ج 3، ص 83، كتاب فضائل أصحاب النّبى (ص)، ب 42، ح 232 و ب 61، مناقب فاطمة، ح 278. «بضعة الرّسول» همان ب 42. و سیراعلام النبلاء، ج 2، ص 123 و... «سیده نساء العالمین»، «سیدة نساء اهل الجنّة» و... پس از رحلت آن حضرت آن هم با فجیعترین وضع، آن هم بوسیله... یعنى چه؟
آیا ممكن است؟ این خبر گوش هر انسان آزادهاى را مىخراشد، هر عقلى را متحیّر مىسازد، بر هر عاطفهاى سنگین مىآید. گویا این همان امانتى است كه بر كوهها و دریاها عرضه شد و آنها بر آن طاقت نیاوردند.
شاید همین امر موجب گردید تا توجیهگران تاریخ و افسانه پردازان الفت این واقعیت مسلم تاریخى را انكار كنند. امّا چه مىشود كرد، اى كاش زبان لال مىشد، قلم مىشكست این خبر دهشت بار را نمىشنیدیم. و اى كاش آسمانها فرو مىریخت، كوهها متلاشى مىشد، جهان بپایان مىآمد و این فاجعه رخ نمىداد. چگونه بگویم؟ به كه بگویم؟ چگونه ناله سركنم؟ چگونه فریاد كشم؟ كه این واقعیت تلخى است كه تاریخ و حدیث معتبر گواه آن است.
این آواى شوم نه تنها از مسلّمات منابع معتبر شیعه است، بلكه معتبرترین كتابهاى اهل سنت بر این مصیبت شاهدند. صحیح بخارى - معتبرترین كتاب، پس از قرآن در نزد اهل سنت - طلیعه این مصیبت را از قول ابن عباس در ضمن حدیثى چنین توصیف مىكند «الرزیّة كلّ الزریّة» مصیبت آن مصیبتى كه بر هر مصیبتى برترى دارد، بلكه آن مصیبتى كه همه مصائب را در بر مىگیرد، زمینه سازى براى این مصیبت عظمى بود. نسبت هذیان و... به پیامبر اكرم (ص) «غلبه الوجع» براى جلوگیرى تأكید بیشتر بر سفارشات آن حضرت درباره شهید این مصیبت و... بود. و با جمله «عندنا كتاب اللَّه حسبنا» كتاب را از عترت جدا كرده و زمینه «الرّزیّة كلّ الرّزیّة» را فراهم كردند.
آنچه می خوانید مروری بر عید نوروز از دیدگاه حجه الاسلام والمسلمین محمد ناصر انتصاری :
واژه (عید) در قرآن كریم تنها یكبار در آیه 114، سوره مائده آمده است: (قال عیسی ابن مریم اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیه منک و ارزقنا و انت خیر الرازقین عیسی ابن مریم گفت بارالها! ای پرودگار تو ما از آسمان مائده ای فرست تا این روز برای ما و كسانی كه پس از ما آیند روز عید مباركی گردد و آیت و حجتی از جانب تو برای باشد، كه تو بهترین روزی دهندگانی.
عیسی بن مریم این دعا را آن هنگام كه حورایون به او گفته بودند كه: ای عیسی ابن مریم، آیا خدای تو می تواند برای ما از آسمان مائده فرستد؟ عیسی در پاسخ آنان می گوید: اگر ایمان آورده اید از خدا بترسید! و هرگز شك در قدرت خدا و یا شك در اجابت دعای پیغمبر خدا نكنید. حواریون گفتند (ما شك نكرده ایم لیكن) می خواهیم كه از آن مائده آسمانی تناول كنیم تا دل های ما مطمئن شود (و بر یقین ما بیفزاید) و تا به راستی عهدهای تو پی بریم و بر آن گواه باشیم.
از آیه (مائده) استفاده میشود كه حضرت عیسی و مسیح روز نزول مائده را كه سالروز وقوع یك معجزه الهی در تاریخ است برای همه انسانها (عید) قرار داده است، تا این روز آیت و حجتی از جانب خداوند برای مردمان در تمامی اعصار بوده باشد و به میمنت این پدیده پر بركت همه ساله شادمانی و خجستگی آن روز تكرار گردد.
از آنجا كه (مائده) به معنای خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، میتوان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عیسی مسیح (ع) ویژگی خاصی داشته است كه به خاطر آن عنوان (مائده) را به خود گرفته است.
بنابراین، عید در این آیه اشاره دارد به نزول یك بركت آسمانی در پوشش طبق یا طبقهایی از طعام و خوردنی كه میتواند تكرار و بازگشت آن روز نیز همان بركات را به همراه داشته باشد و از این جهت، آیت و حجتی دیگر از جانب خداوند متعال برای انسانها و فرصتی دیگر برای ایجاد ارتباط با خدا و ذكر و یاد او در دلها و زبانها بوده باشد.
عید خود مصدری است مانند عود به معنای بازگشتن و به همین مناسبت، سالگردها و یادبودها را (عید) گویند. البته، این نامگذاری به یاد بودهای خوش و توأم با شادمانی اختصاص دارد.
در دوره اسلامی نوروز را به سلیمان پیامبر نسبت داده اند و گفته اند که چون وی انگشتری خود را گم کرد ، پادشاهی از دستش بیرون رفت و پس از چهل روز آن را باز یافت و شکوه پیش به او بازگشت و پادشان نزد او رفتند و مرغان بازگشتند و ایرانیان گفتند (( نوروز آمد )) .
مرحوم علامه مجلسی در کتاب (( السماء و العالم )) از قول امام جعفر صادق (ع) روایت کرده است که روز اول فروردین حضرت آدم آفریده شده و آن روز ، روز فرخنده ای برای طلب حاجت و برآورده شدن آرزوهاست ... کسب دانش ، مسافرت و خرید و فروش در آن روز خجسته و بیماران رو به بهبودی می گذارند .
علامه مجلسی در کتاب ((زادالمعاد )) پس از ذکر فضایل نوروز و این که نوروز روز موافق با روز مبعث و 27 ماه رجب بود و در همان روز پیامبر به پیامبری مبعوث گردید، چنین آورده است ؛ پس حضرت صادق به معلی فرمود : (( چون نوروز شود غسل کن و پاکیزه ترین لباسهایت را بپوش و به بهترین بو ها خود را خوشبو کن و در آن روز ، روزه بدار ، پس چون از نماز پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شوی چهار رکعت نماز بگزار ، هر دو رکعت یک سلام ، در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره مبارکه قدر و در رکعت دوم بعد از حمد ده بار سوره مبارکه کافرون و در رکعت سوم بعد از حمد ده بار سوره مبارکه توحید و در رکعت چهارم بعد از نماز ، سجده شکر بجای آور و بگو ... ( دعایی که حدود 8 سطر) چون چنین کنی ،گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود .
در حدیث معلی بن خنیس یا حدیث نوروز می خوانیم که حضرت جعفر بن صادق (ع) می فرمایند: (( ای معلی ، روز نوروز همان روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و برای او شریکی نگیرند. و به پیامبران و حجج و امامان ایمان بیاورند ، همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد . همان روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت . همان روزی است که خداوند زندگی بخشید به آنان که از ترس مرگ از خانه و کاشانه خود بیرون شدند و هزاران تن بودند ، پس خداوند به آنان فرمان داد که بمیرند ، سپس ایشان را در این روز ( دوباره ) زنده کرد . همان روزی است که جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و همان روزی است که پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود برداشت تا بتهای بیت الله الحرام (کعبه ) به زیر افکند و بتان را خرد کند . چنانچه ابراهیم نیز چنین کاری را کرد . همان روزی که پیامبر به یاران خود دستور داد تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند . همان روزی است که پیامبر (ص) ،علی (ع) را به وادی الجن (دره جنیان ) فرستاد تا از آنان برای خود بیعت بگیرد . همان روزی که علی (ع) بر مردم نهروان (خوارج ) پیروز شد . و همان روزی که قائم ما ( قائم آل محمد ) و اولیای امر در آن ظهور کنند .
امام صادق می فرمایند : هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج ( ظهور قائم آل محمد عج ) هستیم ؛ چرا که نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است .
آداب ورسوم درنوروز:
یکی از آداب و رسوم در نوروز نظافت و پاکیزگی است که با برنامه خرید لباس نو و انجام خانه تکانی در میان خانواده های ایرانی مرسوم است.ازبرنامه های دیگر نوروز دید و بازدید و صله رحم است که این امر باتکریم به بزرگتر ها ومحبت به کوچکترها باعنوان عیدی پیگیری می شود ازآداب معنوی نوروز ذکر دعای درساعت تحویل (یامقلب القلوب والابصار...)ونماز روز عید است ازرسوم رایج دربین مردم سفره هفت سین است که ازموادی که باحرف سین بوده(سبزه_ سیب _سرکه_سکه_سمنو_سماغ_سنجد) با نیت سرسبزی ونشاط تهیه می شود.
البته هفت سین ازسوره هایی ازقرآن نیز که آیه های آن با سلام آغاز شده باگلاب وزعفران درظرف چینی نوشته می شود:
1-سوره رعد آیه 24 : سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار
2-سوره یس آیه 79 : سلام قولا من رب الرحیم
3-سوره صافات آیه 79 : سلام علی نوح فی العالمین
4- سوره صافات آیه 109 : سلام علی ابراهیم
5-سوره صافات آیه 120 : سلام علی موسی و هارون
6-سوره صافات آیه 130 : سلام علی آل یاسین
7-سوره قدر آیه 5 : سلام هی حتی مطلع الفجر) ومایه سلامتی درسال جدید می شود
آنچه می خوانید شرح دعای تحویل سال است ازحجه الاسلام والمسلمین محمد ناصر انتصاری:
یامقلب القلوب والابصار
یامدبر اللیل والنهار
یامحول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
ای آنکه به تدبیر تو گردد ایام ای دیده و دل از تو دگرگون مادام
ای آنکه به دست توست احوال جهان حکمی بنما که گردد ایام به کام
(یامقلب القلوب والابصار)قلب مرکز بینش واعتقاد انسان است وجایگاه ایمان می باشد همانطوری که مغز مرکز علم است
هرآنچه به قلب انسان برسد به مرحله ایمان ویقین رسیده است اما برای یقینی شدن هر چیزی اول باید مورد شناساسی وعلم وآگاهی انسان برسدولذا چشم مایه دیدن وبصیرت است وهرچه نگاه انسان تغییر کند درنگرش انسان نیز تغییر ایجاد می شودوتحول وانقلاب درنگرش موجب تحول دراعتقاد می شود وخدای متعال منشاء تحول درنگرش وبینش انسان می باشد(انا هدیناه السبیل)و(ان الهدی هدی الله )
(یامدبراللیل والنهار)شب وروز درگردش دائمی وهمیشگی می باشد یولج اللیل فی النهار ویولج النهار فی اللیل
واین گردش ازنشانه های الهی می باشد(فی اختلاف اللیل والنهار لآیات )ودرپدید آمدن شب وروز گردش عظیمی درعالم خلقت نقش دارد(واللیل اذا یغشی والنهار اذا تجلی) که یکی ازآن گردش خورشیدوماه وستارگان است این چرخش وگردش بانظم وتدبیر صورت گرفته (والشمس تجری لمستقر لها والقمرقدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم)
این گردش ماه وخورشید وستارگان دارای نظمی است که هر ببیننده ای به نظم آن پی برده وناظم آنرا به باورقلبی درک می کند
(یامحول الحول والاحوال)درعالم تغییرات وتحولات زیادی وجود دارد تغییر وتحول یک هسته ودانه گیاه ورشد ونمو آن وتبدیل شدن به یک درخت تنومند وتغییر شکوفه به گل ومیوه وهمچنین تغییر فصل های مختلف سال ازبهار شاداب وبانشاط به تابستان گرم وپاییز برگ ریزان به زمستان سرد ویخبندان ازمصادیق تغییر وتحول است واین تحولات با قدرت واراده الهی است
انسان دارای احوالات مختلفی است گاهی اخلاق ورفتار انسان دراوج معنویت متناسب باجایگاه انسانی اوست که خداوند متعال فرموده است (فتبارک الله احسن الخالقین)وگاهی چنان درپستی ورذیلت فرو می رودکه (اولئک کالانعام بل هم اضل)وتوفیق دربرنامه های زندگی وکسب سعادت انسانی جز به عنایت الهی بدست نمی آیدواین توفیق مایه ثبات اخلاق حسنه وتقویت فضائل انسانی می شود
درعرفان نیز دومفهوم حال ومقام وجود داردحال به لحظات ارزشمند وفضائل انسانی است که انسان به آن موفق می شود ودرصورت مراقبت ومداومت براین فضائل موجب تثبیت آن می شود که این حالت ملکه درفضائل وحسنات را مقام می گویندورسیدن مقام حاصل نمی شود جز بابدست آوردن حال وتقویت حسنات.
(حول حالنا الی احسن الحال)حسنات هم دارای مراتب مختلفی است وانسان در هر انتخابی درزندگی به یکی ازاین حسنات موفق می شودوهرچه حسنات بهتری را انتخاب نماید درراه سعادت وکمال قدم برداشته است .
سال نو آغازیک تغییر وتحول درطبیعت است واین تحول درطبیعت درس تحول درزندگی انسانی است .شکوفه های درطبیعت درس شکوفایی گلهای معنوی وانسانی وآغاز زندگی بانشاط داردبیاییم باآغازطبیعت وسال نو به اخلاق حسنه متخلق باشیم
حجه الاسلام والمسلمین محمد ناصر انتصاری رئیس ستاد بازسازی استان گلستان در سخنرانی در جمع مسئولان ستاد بازسازی استان گلستان به پایان پروژه بیمارستان 120 تختخوابی امام زین العابدین (ع) کربلا توسط استاد کاران و نیروهای زحمتکش و ولایتمدار استان گلستان اشاره کردند
رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات استان گلستان از دو طبقه شدن بین الحرمین خبر داد و گفت: عملیات احداث بیمارستان 120 تخت خوابی فوق تخصصی در کربلا باهمت مردم مومن استان گلستان به اتمام رسیده و سال آینده به بهره برداری میرسد.
رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات استان گلستان افزود: ستاد برنامه های ویژه ای در خصوص ترمیم و بازسازی حرم، صحن، سنگ، گنبد و ... عتبات عالیات در شهرهای مختلف عراق دارد که برای هر کدام از آنها طرح های زیادی ارائه شده است.
وی از نظام مند شدن موضوع جمع آوری نذورات مردم در مباحث مالی خبر داد و گفت: با توجه به اینکه مردم دغدغه زیادی در این خصوص دارند به همین دلیل قرار است از سال آینده جمع آوری نذورات مردم شفاف سازی و در یک سیستم مالی نظام مند جمع بندی شود.
رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات استان گلستان در خصوص برنامه های این ستاد گفت: تا پایان نیمه اول سال 91 برنامه های ستاد بازسازی وارد مرحله جدیدی می شود که توسعه عظیم حرم حضرت امیر المومنین که مربوط به صحن حضرت زهرا می شود یکی از آنهاست.
به گفته وی، طراحی و توسعه صحن حضرت زهرا 4 ماه است که آغاز شده و در یک برنامه پنجساله به اتمام خواهد رسید. همچنین تا پایان سال 92 یعنی طی دو سال آینده اسکلت این طرح به پایان می رسد.
وی در مورد دو طبقه کردن بین الحرمین گفت: در این خصوص ستاد بازسازی در آستانه انعقاد قرارداد می باشد که به زودی وارد اجرای عملیاتی خواهیم شد.
انتصاری در مورد توسعه حرم امامین جوادین در کاظمین گفت: با توجه به تعداد زیاد زائران ستاد بازسازی قصد دارد با دو طبقه کردن صحن حرم و همچنین افزودن یک صحن به حرم فضای کافی برای زیارت زائران در اختیار آنها قرار گیرد.
عملیات طراحی و مشاوره این طرح به اتمام رسیده و به زودی آماده مرحله اجرا می شود.
رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات گلستان با اشاره به اینکه ساخت ضریح امام حسین در قم به اتمام رسیده است، گفت: احداث ضریح به پایان رسیده و هم اکنون در حال رفع ریزه کاری های آن بوده به طوری که این ضریح آماده انتقال است و به زودی به عراق منتقل می شود.
وی افزود: برای برنامه های ستاد بازسازی در سه سال آینده که در کاظمین و شهرهای دیگر در دست اقدام داریم 1500 میلیارد تومان در نظر گرفته ایم که برای اتمام پروژه ها هزینه خواهد شد.
وی گفت: در سال 90 نیز 85 میلیارد تومان بر اساس برنامه ریزی های انجام شده و آماده جذب مشارکت بیشتری نیز از سوی مردم مومن وولایتمدار استان گلستان هستیم.
وی به ساخت زائرسرای سید الشهدا در کربلا با ظرفیت 80 اتاق اقامتی اشاره کرد و گفت: این زائرسرا از یک ماه پیش آماده افتتاح بوده اما به دلیل مشکلات عراقی ها در فروردین ماه سال آینده رسما افتتاح خواهد شد.
ظرفیت این زائرسرا 6 هزار نفر و در داخل این زائرسرا درمانگاه و 400 سرویس بهداشتی نیز وجود دارد.
وی از احداث یک بیمارستان 120 تختخوابی فوق تخصصی در کربلا خبر داد و گفت: عملیات عمرانی و ساخت این بیمارستان توسط استادکاران و نیروهای استان گلستان اجرا گردید و پزشکان متخصص از ایران هر 15 روز یکبار به کربلا اعزام می شوند و این بیمارستان سال آینده به بهره برداری می رسد.
همایش سراسری مسئولان ستاد بازسازی عتبات و عالیات 15/اسفند در سالن اجتماعات هتل ارم برگزار گردید.
حسن پلارک رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات در همایش سراسری این ستاد ، عملکرد و فعالیت های سال ۹۰ را بازگو کرد .

حسن پلارک هدف از برگزاری این همایش را ابلاغ سیاست ها و فعالیت این ستاد اظهار داشت : از اهداف این ستاد در استانها می توان به بستر سازی داخلی برای جمع آوری نذورات و هدایا و توانایی تامین هزینه های پروژه های در دست انجام اشاره کرد .
وی شرایط ستاد را در سال ۹۰ از بهترین شرایط عنوان نمود و افزود : شرایط ستاد در سال ۹۰ با سالهای قبل به طور کل تغییر داشته است زیرا در گذشته کارها بدون سازماندهی و به صورت هیئتی انجام می شد اما در حال حاضر با ساماندهی این کارها می توان گفت که سازمان ۱۰۰ درصد با سالهای گذشته خود تفاوت دارد .
رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات اظهار داشت : سند چشم انداز ۱۵ ساله ای را برای ستاد در نظر گرفته ایم ، برای تمامی برنامه ها اعم از نوسازی و توسعه عتبات تامین بودجه نموده ایم که این برنامه ها و پروژه ها نیاز به سازمانی منسجم دارد که این پروژه ها از دو سال گذشته سامان و سازماندهی شده است .
پلارک ادامه داد : ستاد های استانی ما دیگر به شکل رها شده نیست و بر روی از هر کدام نظارت و بازرسی می شود
.
رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات در این همایش به فعالیت های چند ساله ستاد پرداخت و گفت : بخش اول در سال ۸۴ کار های ابتدایی و بازسازی های سطحی انجام شده که به طور مثال میتوان به تغییرات سطحی ، سیستم های حرارتی ، سرویس های بهداشتی و … اشاره نمود . در بخش دوم نیاز های متوسط حرمین که تا امروز بخش از این فعالیت ها به پایان رسیده است و بخش دیگر آن در دست اقدام می باشد به طور مثال تعویض سنگ رواق ها ، گنبد ها ، تعویض تقریباً ۷۰ قطعه از درب های حرمین و ۵۰ درب کوچک و آب رسانی به حرمین شریفین اشاره نمود .
پلارک به شرح فعالیت ها و پروژه های حرمین پرداخت و گفت : در ۲ سال گذشته ما اجازه ورود به سامرا را نداشتیم اما در حال حاضر تمام پروژه ها اعم از گند سازی ، سنگ کاری در سرداب و ایوان ها در اختیار ما قرار دارد .
وی اظهار داشت : در سال آینده دو پروژه در دستور کار این ستاد قرار دارد یکی ساخت صحن رضوی و صحن آیت الله صدر می باشد ؛ و دیگری طرح دو طبقه کردن همه صحن های حرمین جوادین است که طبقه بالایی مسقف خواهد بود ، طی برنامه ریزی های صورت گرفته از حضور زائرین در پشت بام های این حرمین را در دستور کار خود داریم .
رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات در مورد حرم حضرت امیر المومنین علی (ع) به طرح هایی همچون ساخت صحن حضرت زهرا (س) اشاره کرد و گفت : ساخت صحن حضرت زهرا که ۴ ماه از آغاز آن سپری می شود و ما تمام توان این انتظار را داریم که پروژه این صحن طی دو سال آینده به مرحله اسکلت بندی یا سفت کاری خواهد رسید که امید واریم در مدت پنج سال این صحن به پایان برسد .
حسن پلارک در پایان از اقدام برای توسعه هایی در کربلا خبر داد و گفت : در کربلا برنامه توسعه حرمین را داریم ، از برنامه های دیگر می توان به ۲ طبقه نمودن بین الحرمین اشاره نمود و در آخر ترفیع گنبد حرم امام حسین (ع) را داریم که دوستان و کارشناسان کرمانی ما با گروه ها و اکیپ های نقشه برداری به بازدید از حرم پرداخته و به لطف خدا توانسته اند انیمیشن و طرح این پروژه را تهیه نمایند که فقط نیاز به دستور تولیت آستان این امام می باشد . در ادامه همایش برخی از مسئولان استانی به ارائه گزارش پرداختند.در برنامه بعدازظهر از سخنرانی حجه الاسلام والمسلمین صدیقی امام جمعه موقت تهران استفاده شد.این همایش یک روزه با برنامه میزگرد و پرسش و پاسخ مسئولان ستادی به کار خود پایان داد.
امام حسن عسگری یازدهمین پیشوای شیعیان می باشد که در هشتم ربیع الثانی سال 232 متولد گردیده است.
پدرش امام دهم حضرت امام هادی علیه السلام و مادرش بانویی شایسته به نام « حدیثه » می باشد.
آن حضرت چون به دستور خلیفه عباسی مجبور به سکونت در سامراء و در محله عسگر، نظامی سکونت گزیدند او را عسگری گویند.
البته القاب دیگری نیز برای آن حضرت بوده که عبارتند از « نقی» و « زکی» است و کنیه آن حضرت نیز « ابو محمّد » می باشد.
آن حضرت 23 ساله بود که پدرش امام هادی علیه السلام به شهادت رسید. مدت امامت آن حضرت 6 سال و در مدت کوتاه امامت خویش با سه نفر از خلفای عباسی: المعتزه بالله، المهتدی بالله، المعتمدبالله، معاصر بود که شدیداً از جانب این خلفا تحت فشار و محدودیت بود بطوریکه علاوه بر سکونت اجباری در محله نظامی حتی آن حضرت را در زندان نیز محبوس نمودند.
وی در عین حال از مبارزه با حکومت ستمگر و حفظ یاران و شیعیان خود و ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف ازطریق تعیین نمایندگان و ارسال پیام ها و پیک ها و فعالیت های سری سیاسی، حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات در آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود امام دوازدهم دست برنداشت.
با تمام دشمنی ها و کینه توزی دربار عباسی نسبت به آن حضرت، عظمت معنوی و کمالات و گاهی چنان آنها را تحت تأثیر قرار می داد که در برابر آن حضرت سر تعظیم فرود می آوردند.
اگر چه امام حسن عسگری علیه السلام شدیداً از طرف دستگاه خلافت عباسی تحت نظر و محدودیت شدید قرار داشت لکن آن حضرت بُعد علمی از آیین اسلام و اشکال ها و شبهات مخالفان و تعیین اندیشه صحیح اسلامی و تربیت شاگردان لحظه ای فرو گذار ننمودند.
درسال 255 تنها فرزند آن حضرت مهدی موعود چشم به جهان گشود.
از آن حضرت گاه برای دلگرمی و حمایت از شیعیان و دفع منکران و احیاناً جلب آنان کرامات و معجزات فراوانی به ظهور رسیده است.
سرانجام حکومت عباسی که از نفوذ و معنویت امام علیه السلام در جامعه نگران بود به همان شیوة دیرینه متوسل شد و آن حضرت را پنهانی مسموم ساخت.
آن حضرت در سال 260 هجری قمری به شهادت رسید و در خانه خود در سامراء در کنار مرقد پدرش به خاک سپرده شد .
دراینجا به بخشئ ازاشعار حضرت آیت الله شیخ اسماعئل انتصاری درمنقبت امام حسن عسگری (ع) اشاره می کنیم:
خواستم برخى ز حال عسكرى سازم عیان
از براى شیعیان
والد مهدى اُمَّت پیشواى انسُ جان
آن امام انس و جان
خَلق و خُلق و منطقش بودى حسن نامش حسن
بوده قلبش پر محن
هم زكىّ عسكرى او را لقب اندر جهان
آن امام انس و جان
مدّت عمر شریفش بیست و نه سال تمام
آن شه والا مقام
بعد بابش مدّت شش سال با غم تو امان
آن امام انس و جان
گاه در حبس و گهى در خانه در آزار بود
بهر دشمن خوار بود
كى تواند جغد بیند باز سلطان جهان
آن امام انس و جان
بقعه نه تن
این بقعه متبرکه مدفن 9 تن از نوادگان حضرت موسی بن جعفر (ع) است كه 5 نفر از آنان مرد و 4 نفر زن بوده اند
شهرت:
امامزاده نه تنموقعیت جغرافیایی
بقعه متبرکه نه تن واقع در محله ای قدیمی از شهر گرگان به همین نام كه بین
محلات دوشنبه ای قدیم، محله میدان، محله میركریم و كوچه
بادگیر قرار گرفته است
وضعیت آب و هوایی
معتدل و مرطوب
فصول و ایام زیارتی
در تمامی فصول و ایام و مناسبت ها
آثار امام زاده
ساختمانی با قدمت چند صد ساله سردابه ای با عمق
7 متر كه در جریان بازسازی امامزاده درسالهای اخیر كشف شده است
. این سردابه در راه صحن شبستان به ورودی اصلی حرم واقع شده است.
شرح و بناء و آستانه
در سال
1341 شمسی قدمت بنای امامزاده 1350 سال تخمینزده شده است
. این بنا در دوره صفویه بازسازی شد و با توجه بهاینكه در دوره قاجاریه به مرمت بناهای تاریخی پرداخته شده
بود این بنا نیز مورد مرمت واقع شد اما به اصل آن لطمه ای وارد
نیامد
. ساختمان بقعه دو شبستان دارد كه شبستان اصلی همزمانبا ایجاد بنا ساخته شده و شبستان دوم سال
1379 افزوده شدهاست
. ساختمان بنا از جنس آجر است و بام آن با سفال پوشیدهشده
. در طاق گنبد نیز قلابهایی برای آویزان كردن روشناییتعبیه شده است
امكانات رفاهی
به آب لوله كشی و برق و گاز مجهز است اما كم بودن عرصه
بنا، جایی برای ساخت زائرسرا نمی گذارد
درمجاور این بقعه مسجدی وجود داردکه درصورت الحاق کامل به بقعه فضای بسیار مناسبی جهت زیارت زائران واجرای برنامه های فرهنگی ایجاد می شود.
حجه الاسلام والمسلمین محمد ناصر انتصاری در خصوص شرکت در انتخابات گفتند:
شرکت در انتخابات حق مردم در ابراز نظر و اثرگذاری در سیاست کلان کشور است و به حکم عقل و
شرع واجب است. وظیفه ملی و اسلامی ماست که در این مانور سیاسی شرکت گسترده داشته
باشیم. وی حضور گسترده را لازم دانسته ولی کافی نمی دانند افزودند:وقتی وظیفه اسلامی و
ملی ما انجام خواهد شد که باحضور آگاهانه افرادی را انتخاب کنیم که در دوره چهارساله نمایندگی
در مجلس شورای اسلامی نماینده واقعی مردم دلیر و شجاع ایران اسلامی باشند.
وی درباره اهمیت مجلس گفتند:امام عاشقان و عارفان(ره) علاوه براینکه مجلس را در راس امور
معرفی کردند موجب سعادت و یاشقاوت جامعه نیز معرفی کردند در انتخاب آگاهانه مردم ضمانت
کافی در سیاستگذاری برمبنای شعارهای اصیل انقلاب و پیروی از امام راحل(ره) و رهبری و حفظ اقتدار ملی بدست می آید
مردم وفادار و ولایت مدار باحضور گسترده خود به تهدیدها و نحریم ها پاسخ مناسب می دهند و
نمایندگان نیز باید با وضع قوانین و مقررات مناسب و نظارت بر دستگاههای اجرایی به صیانت از
نظام بپردازند
مردم هوشیار جهت شناسایی نماینده اصلح به مطالعه سوابق و عملکرد آنان بپردازند و یکی از
شاخصه های نماینده اصلح موضع گیری مناسب در فتنه 88 می باشد. کسانی که در فتنه 88 و
جریان انحرافی همراهی کردند و یاسکوت کرده اند بصیرت کافی در شناخت مسائل نظام را ندارند و
شایستگی جایگاه نمایندگی مردم بابصیرت را ندارند.
اشعارانقلابی حضرت آیت الله شیخ اسماعیل انتصاری
به مناسبت تجاوز نیروى طاغوتى به مدرسه فیضیّه قم در سال 42
حضرت آیت الله انتصاری اشعار انقلابی خود را خطاب به امام زمان عَجَّلَ اللّه فرجهالشریف سروده اند
اى واسطه فیض خدا یك نظرى كن در مدرسه فیضیّه قم گذرى كن
دین در خطر افتاده و رفع خطرى كن بر مدفن مجهول محبّین خبرى كن
اصلاح جهان را به لقاى تو شناسم
اى مهتر عالم همه عالم به فدایت دانیم تورا حُجّت خود از امر خدایت
چشم همه عالم بدرِ كوىِ سخایت بنواز تو ما غم زدگان را به عنایت
فریاد رسى غیر تو كس را نشناسم
كار همه شیعه شده درهم و برهم از دست اجانب همه باغم شده تواَم
فریاد رسى غیرتو كس نیست در این دم برخیز به پا نصب نما رایت و پرچم
اعزاز دیانت به لواى تو شناسم
كذّاب زمانه شده بازیگر میدان برداشت كله از سر پیران و جوانان
عفّت ز زنان برده به هم كارى شیطان از خون محبّان تو رنگین شده جدران
یارى كن دین غیر تو كس رانشناسم
هر چند كه ما در صدد جاه و جلالیم در تِیه ظلالت همه مفتون خیالیم
بالاى منابر همه برجسته مقالیم از عاقبت سوء عمل چون كر و لالیم
اینها همه را رهزن راه تو شناسم
قرآن شده مهجور و محبّان تو محبوس بعضى متفرق شده بعضى شده مأیوس
قانون مخالف شده در باغ تو مغروس مردم همه در پیروى حق شده مأیوس
نابودى اعدا به قضاى تو شناسم
عبدالله بن موسی بن جعفر
(ع)شهرت
امامزاده عبدالله (ع)موقعیت جغرافیایی
واقع در شمال شهر گرگان
. این بنا زمانی در گورستان عمومیشهر قرار داشت كه با توجه به توسعه شهر، اینك در محدوده
گرگان واقع شده است
.وضعیت آب و هوایی
معتدل و مرطوب
فصول و ایام زیارتی
زوار در تمامی فصول به زیارت امامزاده نائل می شوند و با این حال،
در مناسبت های مختلف و و ایام خاص و نیز در فصول گردشگری،
بر حجم زائران افزوده می شود
آثار امام زاده
در دو لنگه چوبی قدیمی
گنبدی مرتفع با پوششی از كاشی سنتی
ضریح مطلا در ابعاد مناسب با حرم كه بر روی آن آیات قرآن و
اشعار مذهبی حك شده است
شرح و بناء و آستانه
تا زمان انقلاب اسلامی بنای قدیمی بقعه چندین بار مرمت شد
اما بعد از انقلاب به همت مردم خیر گرگان، بنا به كلی
تخریب و از اساس ساخته شد
. ساختمان جدید شامل گنبد، سهشبستان بزرگ و دو گلدسته و تأسیسات وابسته است
. داخلیشبستان ها و گنبد آیینه كاری و نمای بیرونی گنبد و گلدسته ها
كاشیكاری سنتی شده است
. در جلو بقعه نیز اینك یك ایوانورودی به سبك معماری حرم امام حسین
( ع) در دستساخت است
از آنجا كه زائران مشهد مقدس و مسافران شهرهای شمالی كشور
غالبا در این محل بیتوته می كنند، این بنا به امكانات زیر ساختی
شامل آب لوله كشی، برق، سرویس بهداشتی و دیگر
امكاناترفاهی مجهز شده است.
خبرگزاری فارس: مدیر كل اوقاف و امور خیریه استان گلستان بقعه متبركه امامزاده عبدالله (ع) گرگان را مركز مهم فرهنگی شهرستان گرگان خواند.
به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، حجتالاسلاموالمسلمین محمدناصر انتصاری پیش از ظهر امروز در مراسم معارفه هیئت امنای جدید بقعه متبركه امامزاده عبدالله (ع) گرگان ضمن تشكر از هیئت امنای قدیم آن امامزاده اظهار داشت: اداره كل اوقاف و امور خیریه به دنبال ایجاد فضای علمی، آموزشی و معنوی در بقاع متبركه استان بوده كه ساخت كتابخانههای تحصصی یكی از این برنامهها است. وی در ادامه به اجرای برنامههای فرهنگی اشاره كرد و اظهار داشت: یكی دیگر از برنامههایی كه با استقبال بینظیر مردم عزیز و متدین روبهرو بوده اجرای برنامههای فرهنگی و مذهبی با حضور هیئت مذهبی فعال در بقاع متبركه است كه اوقاف در این بحث بسیار مصمم است. مدیر كل اوقاف و امور خیریه استان گلستان گفت: یكی از وظایف هیئت امنا پیگیری امور مربوط به مباحث عمرانی و ساخت و ساز بقاع متبركه بوده كه قدمهایی در این خصوص در امامزاده عبدالله (ع)گرگان برداشته شده است. وی خاطرنشان كرد: طراحی طرح جامع برای بقاع متبركه یكی از امور بنیادی عمرانی در بقاع متبركه بوده كه به جد در حال پیگیری و اجرا است. انتصاری افزود: تغییر و تحول یك امر طبیعی و قانونی است كه در شرایط مختلف صورت میگیرد. وی ادامه داد: یكی از مسائل مربوط به تغییر و تحول ایجاد فضای جدید برای پیشرفت و پیشبرد اهداف یك سازمان است كه ما ضمن تشكر از هیئت امنای سابق در خدماتی كه به این بقعه متبركه و مردم عزیز رساندند، با رویكرد جوانگرایی و با هدف ادامه مسیر به سمت تعالی و پیشرفت این بقعه متبركه هیئت امنای جدید را معرفی میكنیم. مدیر كل اوقاف و امور خیریه استان گلستان در ادامه وظایف هیئت امنای جدید را قرائت كرد و احكام آنان را كه از معاونت بقاع متبركه سازمان اوقاف و امور خیریه صادر شد، به آقایان جعفر گرزین، علی منصوریرضی، قدرتالله اصطبار، حجتالاسلام جواد قابل، محمدحسین انتصاری و علیرضا چورلی اهدا كرد. در پایان این جلسه هیئت امنای سابق برای اعضای جدید آرزوی توفیق كرده و برای هرگونه همكاری با آنان اعلام آمادگی كردند.
ادامه مطلب
حجه الاسلام والمسلمین انتصاری درحرم یحیی بن زید(ع) گنبد
یحیی بن زید
(ع)شهرت
امامزاده یحیییحیی بن زید بن علی بن حسین یکی از چهار پسر زید بن علی است. بنا به نقل مشهور وی در سال ۱۰۷ هجری قمری در محلهی بنیهاشم شهر مکه به دنیا آمد. مادرش ریطه دختر ابوهاشم عبدالله بن محمد حنفیه است. یحیی بن زید در سال ۱۲۵ هجری قمری به شهادت رسید.
زندگینامه
یحیی بن زید در قیام و خروج پدرش زید بن علی در مقابل هشام خلیفه حکومت اموی حضور داشته و پس از کشته شدن پدرش در سال ۱۲۱ در کوفه و دفن او، اصحاب و یاران زید متفرق شدند و فقط ده نفر از آنان باقی ماندند، یحیی که وضع را اینگونه مشاهده نمود شبانه از کوفه به نینوا و از آنجا به مدائن رفت و چون حاکم عراق در تعقیب او بودند از مدائن به ری و از ری به سرخس رفت.
پس از مدتی از سرخس به جانب بلخ شتافت و در آنجا بماند تا هشام از دنیا رفت و ولید خلیفه شد. یوسف بن عمر ثقفی حاکم عراق برای نصر بن سیار استاندار خراسان نوشت تا یحیی را دستگیر نماید. نصر نیز یحیی و یارانش را دستگیر نموده و در غل و زنجیر محبوس ساخته و گزارش آنرا برای یوسف بن عمر نوشت. یوسف نیز شرح حال را برای ولید خلیفه اموی نگاشت، ولی ولید دستور آزادی یحیی و یارانش را داد و پس از آزادی یحیی به سرخس و سپس به بیهقی رفت و با هفتاد نفر به جنگ عمرو بن زراره حاکم ابرشهر و ده هزار لشکر او شتافت و در پایان عمرو بن زراره را کشت و بر لشکر او پیروز شد و از آنجا به هرات و از هرات عازم جوزجان شد.
درگذشت
نصر بن سیار حاکم خراسان لشکری را به دفع او روانه جوزجان کرد که جنگ درگرفت. یحیی سه روز و سه شب با ایشان جنگ کرد تا همه یارانش کشته شدند و در پایان کار تیری بر پیشانی او رسید و کشته شد. سپاهیان نصر سر یحیی را جدا نموده و برای ولید فرستادند و بدن او را برهنه بر دروازه شهر آویختند و پیوسته بدن او بر دار بود تا حکومت اموی متزلزل و بنی عباس قدرت یافتند.
قیام ابومسلم
ابومسلم خراسانی قاتل یحیی و همه کسانی که در قتل او شرکت داشتند به قتل رساند و بدن یحیی را از دار پائین آورده، غسل داد، کفن نموده، برآن نماز خواند و در همانجا او را دفن نمود و تا یک هفته عزای یحیی را به پا نمودند و در آن سال هر کودکی که در خراسان متولد شد نامش را یحیی گذاردند و کشتهشدن یحیی در سال ۱۲۵ هجری واقع شد.
موقعیت جغرافیا
واقع در شهرستان جرجان در
2 كیلومتری شهر گنبدوضعیت آب و هوایی
معتدل
فصول و ایام زیارتی
در تمام فصول وایام زیارتی و مناسبت های خاص، زوار به این
مكان مشرف می شوند
آثار امام زاده
دارای محراب گچی قدیمی كه در نزدیكی ضریح مطهر واقع شده واز بناهای قدیمی این بقعه محراب ایلخانی آن عصر كه دارای تزئینات گچین با نقوش گیاهی هندسی آیاتی به خط كوفی است.
شرح و بناء و آستانه
بنای اصلی بقعه با مساحتی حدود
2500 متر مربع در عرصه ایبه مساحت
22500 متر مربع واقع شده است. ضریح مطلا برروی مرقد مطهر قرارداده شده و در عملیات عمرانی بقعه كه در سال های
اخیر آغاز شده است، آیینه كاری شبستان ها نیز در دست انجام
قرار گرفته است
. بنا دارای دوگلدسته وسردر ورودی است وشبستان های متعددی به سبك اسلیمی برای آن ساخته شده است
امكانات رفاهی
از آب و برق و گاز و تلفن و جاده آسفالته برخوردار است و
چندین باب زائر سرا دور تا دور حیاط آستانه استقرار یافته
است
. در نزدیكی آستانه نیز بازارچه ای وجود دارد.
حضور مفتی اهل سنت عراق در بقعه امامزاده یحیی بن زید گنبد
آنچه می خوانید بخشی از توضیحات حجه الاسلام و المسلمین محمد ناصر انتصاری در خصوص امامزادگان استان گلستان است که از طریق سیمای سراسری ضبط و پخش گردید
امامزادگان آق امام (محمدبن جعفردیباج و محمدبن زید (ع)
وجه تسمیه آق امام
کلمه آق امام کلمه ای ترکی است و به عنوان یک صفت به کار می رود و معنای آن سفید است ، چون آق چای – رود سفید و صفت در ترکی همیشه مقدم بر اسم است – برای روشن شدن موضوع فوق باید مقداری از وضعیت بنای امام زاده یحیی بن زید اطلاعاتی به دست آورد . از آنجایی که بنای امام زاده یحیی بن زید در سال 125 ه.ق بر بالای قبر او ساخته شده که احتمالا بر اثر زلزله سال 1290 ه.ق این مقبره نیز همانند ساختمانهای دیگر در زمین نشست کرد و فرو رفت . بعدها در بنای جدید نیز در همان سال فرورفتگی احداث شد و برای رفتن به داخل راهرو ، آن که حالتی سرداب گونه و دالانی طولانی و تاریک داشته ، پله هایی تعبیه می کنند . از آن جا که محل این مقبره اندکی تاریک بوده ، لذا ترکمن ها و ترک های منطقه از آن پس به آن قرنکی امام یعنی امام تاریک می گویند . لازم به یادآوری است که پس از ساخت بنای فعلی امام زاده یحیی بن زید در زمان ناصرالدین شاه که حاکم گرگان – علاء الدوله – آن را بر مکان بلندی از سطح زمین ساخت ، باز هم لفظ فوق مصطلح است ، اما از آن جایی که مقبره محمدبن زید در بلندی و ارتفاع کوهستان ساخته شده و داخل آن نیز روشن تر از قرنکی امام ( یحیی بن زید) بود ، لذا ترک ها در مقایسه آن محل با محل فوق ، لقب آق امام ( یعنی امام سفید ) را به آن داده و این لفظ تاکنون موقعیت خویش را محفوظ داشته است و مردم منطقه اعم از شیعه و سنی از زیارت این دو امام زاده غافل نبوده اند . رابینو نیز در سفرنامه خود می گوید : ( قرنکی امام ) در زبان ترکمنی یعنی امام سیاه .
شهرت امامزادگان آق امام آزادشهر
موقعیت جغرافیا
واقع در
12 كیلومتری شرقی آزادشهر در نزدیكی روستایقزلجه بر فراز كوهی زیبا به نام آق امام
. آق دز این عبارت كلمهتركی است وبه عنوان صفت به كار می رود و معنای آن سفید
است
. چون مقبره محمدبن زید ( ع) در بلندی و در كوهستانساخته شده ونمای داخل آن از نمای داخلی امامزاده یحیی بن
زید روشن تر بوده است به آن لقب آق امام داده شده است
وضعیت آب و هوایی
معتدل
فصول و ایام زیارتی
در تمامی فصول وایام زیارتی، شبانه روز زیارتگاه عاشقان اهل
بیت عصمت وطهارت است

آثار امام زاده
: فاقد آثار قابل توجه است. ضریح چوبی ومشبك آن به طرز زیبایی ساخته شده و به آیات قرآن مزین
است
شرح و بناء و آستانه
بنای اصلی بقعه در بالای كوهی زیبا وگنبدی شكل به ارتفاع
300
متر مربع به نام كوه آق امام ساختمان اصلی بقعه با مساحتیحدود
400 متر مربع به سبك معماری اسلامی از جنس بتونوآجر ساخته شده و گنبد، شبستان و رواق های جانبی دارد
.گنبد فیروزه ای آن از دور قابل مشاهده است و در نمای داخلی
آن سنگ وآیینه به كار رفته
. نمای بیرونی نیز با سنگ وآجروكاشیكاری سنتی تزیین شده و اطراف آن را درختان كاج و
سرو پوشانده اند
امكانات رفاهی
به آب لوله كشی، برق، تلفن و جاده ارتباطی آسفالت و زائرسرا
وسرویس های بهداشتی مجهز شده است
حضرت فاطمه معصومه علیها السلام در روز اول ذیقعده سال 173 قمرى در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر بزرگوار آن حضرت، امام موسى كاظم علیه السلام و مادر گرامىاش حضرت نجمه خاتون مىباشد، كه بعد از تولد حضرت رضا علیه السلام به «طاهره» ملقب گردید. (1)
حضرت معصومه علیها السلام با امام رضا علیه السلام خواهر و برادر ابوینى هستند. در سال 201 قمرى در پى انتقال اجبارى امام رضا علیه السلام به خراسان، حضرت معصومه علیها السلام بعد از یك سال تحمل دورى برادر بزرگوارش از مدینه منوره عازم خراسان گردید. از آن جایى كه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام پیام آور فرهنگ و معارف اهل بیت علیهم السلام و مدافع مظلومیت امامان شیعه و تداوم بخش راه پدر بزرگوارش در مبارزه با طاغوتهاى زمان بود، عوامل حكومتى بنى عباس، در شهر ساوه به كاروان حامل آن حضرت حمله كرده و همراهان آن حضرت را به شهادت رساندند. حتى طبق نوشته استاد محقق شیخ جعفر مرتضى عاملى در كتاب حیاة الامام الرضا علیه السلام، آن حضرت را نیز مسموم نمودند (2) . حضرت فاطمه معصومه علیها السلام بر اثر مسمومیت و شدت غم و اندوه در شهر ساوه بیمار گردید و فرمود: مرا به شهر قم ببرید; زیرا از پدرم شنیدم كه مىفرمود: شهر قم مركز شیعیان ماست (3) . براى همین حضرت معصومه علیها السلام در 23 ربیع الاول سال 201 قمرى به شهر قم وارد شده و مورد استقبال عده زیادى از مردم مشتاق و شیفته اهل بیت علیهم السلام قرار گرفت. آن بزرگوار بعد از 17 روز اقامت در منزل موسى بن خزرج كه به «بیت النور» شهرت یافت، در دهم ربیع الثانى سال 201 هجرى دیده از جهان فرو بسته و در «باغ بابلان» محل فعلى مزار آن حضرت دفن گردید.
ا ز جمله زیارات مسلّم و مأثور از خاندان وحى، زیارت حضرت فاطمه معصومه سلاماللَّه علیها است. روایات متعدّدى از امامان معصوم در ترغیب و تشویق مردم به زیارت آن حضرت و راجع به اجر و ثواب عظیمى که بر زیارت وى مترتّب است وارد شده است.
علّامه مجلسى اعلىاللَّهمقامه از کتاب تاریخ قم نقل کرده است که حضرت صادق علیهالسّلام فرمودند:
اِنَّ لِللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ وَ اِنَّ لِلرَّسُولِ حَرَماً وَ هُوَ مَدینَةُ وَ اِنَّ لأمیرَالْمُؤمِنینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَةُ وَ اِنَّ لَنا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةِ قُمْ وَ سَتُدْفَنُ فیها اِمْرَأةٌ مِنْ اَوْلادى تُسَمَّى فاطِمَةُ فَمَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةَ. قالَ علیهالسّلام ذلِکَ وَ لَمْ تَحْمِلْ بِمُوسى اُمُّه؛ راستى که براى خدا حرمى است و آن مکّه است و براى رسول خدا حرمى است و آن مدینه است و براى امیرالمؤمنین حرمى است و آن کوفه است و براى ما حرمى است و آن شهر قم است و به زودى زنى از اولاد من به نام فاطمه در آن سرزمین دفن مىشود، پس هرکس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب خواهد شد.
امام صادق علیهالسّلام این را فرمود در حالى که هنوز مادر موسىبنجعفر علیهالسّلام به آن حضرت حمل بر نداشته بود.
اهمیّتمقام این بانوىمکرّمه و عنایتخاصّى که روىزیارتآنحضرتاست از اینروایت بهخوبى ظاهرمىشود،زیرا:
اوّلاً زمانى امام صادق علیهالسّلام از این مکرّمه و زیارت او سخن مىگوید که هنوز انعقاد نطفه پدر بزرگوار او نشده، چه رسد به خود او.
و ثانیاً از دفن فاطمه معصومه علیهاالسّلام در قم اطّلاع مىدهند و ظاهراً به همین لحاظ قم را حرم امامان قلمداد مىکند در حالى که شهرهاى متعدد داریم که مدفن امامزادگان والامقام و بلکه مدفن امامان است، ولى این وجهه و عنوان را پیدانکردهاند که حرم امامان باشند.
و ثالثاً وعده صریح و قطعى بهشت به زائران قبر حضرت فاطمهمعصومه سلاماللَّهعلیها داده است.
و این روایت به سند دیگرى نیز آمده و در آنجا عبارت چنین است که: حضرت صادق علیهالسّلام مىفرمایند:
اِنِّ زیارَتَها تَعْدِلُ الْجَنَّةَ؛ زیارت فاطمه معصومه سلاماللَّهعلیها معادل و همطراز بهشت است.
ابن قولویه متوفّاى سال ۳۶۷ ه’ق که خود استاد شیخ مفید اعلىاللَّهمقامه بوده نقل کرده است که سعدبنسعد گفته: من از حضرت اباالحسن، امام رضا علیهالسّلام راجع به زیارت فاطمه سلاماللَّهعلیها، دختر حضرت موسى بن جعفر علیهالسّلام پرسش کردم. حضرت فرمودند: مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّة؛ هرکس او را زیارت کند، بهشت از براى اوست.
و نیز از ابن الرّضا، حضرت جواد علیهالسّلام نقل کرده که فرمودند: مَنْ زارَ عَمَّتى بِقُمْ فَلَهُ الْجَنَّة؛ کسى که قبر عمّهام را در قم زیارت کند، بهشت از براى اوست.
از تعبیر عَمَّتى که در روایت حضرت جوادالائمه علیهالسّلام آمده به ذهن تداعى مىشود که امام جواد علیهالسّلام به داشتن چنین عمّه محترمهاى افتخار مىکند و از اینرو به جاى ذکر نام آن مکرّمه، عنوان عاطفى و زیباى عمّهمن را بهکار مىبرد.
علّامه مجلسى رضواناللَّهعلیه مىگویند: در بعضى از کتب و روایات دیدم که علىبنابراهیم از پدرش از سعد نقل کرده که حضرت على بن موسى الرضا علیهالسّلام فرمودند: یا سَعْدُ عِنْدَکُمْ لَنا قَبْرٌ؛ براى ما در نزد شما قبرى است. عرضکردم: جانمفدایت، منظورتان قبر فاطمهبنتموسىعلیهماالسّلاماست؟ فرموند:نَعَمْ،مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُالْجَنَّةُ. (۴۲)
آرى، منظورم همان است، کسى که او را با شناخت حق و مقامش زیارت کند، بهشت از براى اوست.
در ادامه مطلب به مسائل زیر می پردازیم:الف_شهر قم قبل از ورود حضرت معصومه علیها السلام
ب_روایاتی درباره قم
1- سلام بر اهل قم
2- راهى به سوى بهشت
3- پایگاه یاران مهدى علیه السلام
4- شهر قم در قرآن و وعده پیروزى بر اسرائیل
5- پناهگاه فرزندان حضرت زهرا علیها السلام
6- اگر مردم قم
7- به خاطر پارسایى پیروزند.
بخشى از آثار و بركات حضرت معصومه علیها السلام در قم
در اینجا به برخى از نتایج ورود حضرت معصومه علیها السلام به شهر قم مىپردازیم:
1- گسترش شهر قم
2- مورد توجه شدن قم
3- استحكام مذهبى قم
4- كثرت سادات در شهر قم
5- توجه به امور امامزادگان
6- پرورش علماى بزرگ در شهر قم
7- حوزه علمیه قم
8- انقلاب اسلامى ایران
قم ازدیدگاه امام خمینی(ره)
قم مرکز انقلاب است، قمی ها سربازان اول این امتند. (مقام معظم رهبری)
ادامه مطلب

(عکس حجه الاسلام والمسلمین انتصاری درضریح امامزاده نور)
آنچه می خوانید بخشی از توضیحات حجه الاسلام و المسلمین محمد ناصر انتصاری در خصوص امامزادگان استان گلستان است که از طریق سیمای سراسری ضبط و پخش گردید.
بقعه متبرکه امام زاده اسحاق بن موسی بن جعفر (ع)
شهرت
امامزاده نور (ع)این امامزاده یکی از معتبر ترین امامزاده های استان گلستان است که بقعه شریف ایشان در مرکز شهر گرگان وجود دارد و مورد توجه مومنین و دارای کرامات ارزشمندی می باشد
به جهت کثرت مشاهده نوری در این بقعه مخصوصا در شب های جمعه به امامزاده نور شهرت یافت.
موقعیت جغرافیایی
این بقعه معنوی و دیدنی واقع شده است در یكی از محلات قدیمی شهر گرگان به نام سرچشمه كه از یك سو به تكایای این محل و از سوی دیگر به محله نعلبندان راه دارد
وضعیت آب و هوایی
معتدل و مرطوب
فصول و ایام زیارتی
این بقعه متبرکه در تمامی فصول از سوی شهروندان گرگانی مورد توجه خاص و زیارت قرار می گیرد و در فصل های گردشگری، علاوه بر زائرین و گردشگران داخلی، سیاحان خارجی نیز از آن بازدید می كنند
آثار امام زاده
:-1
ساختمانی با قدمت چند صد ساله كه با شماره 346 در فهرست آثار فرهنگی كشور به ثبت رسیده است.این بنا دارای گنبد چند ضلعی می باشد که در نوع خود در کشور بی نظیر است .-2
دو لنگه درب چوبی قدیمی و نفیس-3
صندوق چوبی نفیس متعلق به سال 867 ه.قمرقد مطهر درون صندوق چوبی مشبكی قرار دارد كه بر چهار وجه
آن آیاتی از كلام ا
... مجید به خط كوفی حك شده استشرح و بناء و آستانه
بنای منحصر بفرد این بقعه كثیرالاضلاع و از آجر ساخته شده و تزئینات آجری، محراب و گچبری آن یاد آور ابنیه قرن نهم هجری و دوران سلجوقی است
.ظرافت در گچبری و دقتی كه در ترسیم خطوط مرقد به كار رفته از هنرمندی خطاط و نقاش مرقد حكایت دارد
. در قسمت جنوب غربی بقعه، گلدسته ای وجود دارد كه از نظر اضلاع و ساختمان به ساختمان اصلی بقعه شبیه است. همچنین سنگ قبرهایی در حیاط امامزاده وجود دارد كه نشان می دهد مسلمین در چند دهه از این مكان به عنوان گورستان استفاده می كرده اند.امكانات رفاهی
:این بنا به آب لوله كشی، برق، گاز و تلفن مجهز شده و با توجه به نیاز
منطقه، واجرای برنامه های فرهنگی و مذهبی سالن اجتماعات و كتابخانه ای نیز در جنب آن احداث شده است.
زیارت این بقعه علاوه بر کسب معنویت موجب نشاط روحی و افزایش شناخت افراد نسبت به تاریخ ارزشمند معماری هنرمندان عزیز کشورمان می گردد.
دراین ضیافت که بمنظور گردهمائی اعضای هئیت مدیره -خیرین ازدواج-پیمانکاران ومرتبطین باموسسه با همکاری اداره کل اوقاف وامورخیریه استان گلستان در گرگان حسینیه بیت الحسین (ع) درشب میلاد مسعود امام حس مجتبی (ع) همراه با صرف افطاری ومولودی خوانی برگزار گردید.دراین مراسم مدیرکل اوقاف حجت الا لسلام انتصاری با تاکید بر آسانسازی واسلامی سازی جشنهای ازدواج وپیگیری امور مربوطه به تحکیم خانواده را ضروری دانست ودرادامه افزودند: ملاک اساسی درتشکیل خانواده وزندگی مشترک انتخاب عاقلانه وزندگی عاشقانه است .درادامه رئیس هئیت مدیره موسسه نیز باتشریح فعالیتها ازخیرین برای حمایت بیشتر از نیازمندان موسسه دعوت به همکاری کرد.معرفی برخی از آثار حجه الاسلام والمسلمین محمد ناصر انتصاری
۱ـ بحران ها و درمان ها در دوره بلوغ
۲ـ سلطان خوبان (امامت ولادت غیبت علائم ظهور و حکومت حضرت صاحب الزمان)
۳ـ تفسیر سوره یوسف (از قعر چاه تا اوج جاه)
۴ـ اعتکاف (خلوت انس باخدا)
۵ـ اخلاق در محضر علما
۶ـ صلابت زندگی(بررسی عوامل استحکام و علل تعارضات درزندگی مشترک)
۷ـ نجوای عاشقانه (شرح زیارت عاشورا)
| Design By : Pichak |
تبلیغات 






